عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

42

عوارف المعارف ( فارسى )

بعد از آن خواجه به رنگ‌ها و خطهاى آن گليم ، نظر مىكرد و مىگفت : سنا سنا . به زبان حبشه ، اين دو لفظ ايراد كرد . اى : حسنة حسنة . يعنى : سره گليمى است ، شگرف پيراهنى است ، نيكوحلّه‌اى است . اصل خرقه دادن ، اين حديث است ، و دليل آنكه ، مىبايد كه شيخ حاكم باشد بر مريد ، اين آيت است : « فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ » « * » سبب نزول اين آيت آن بود ، كه ميان زبير عوام و شخصى منازعتى افتاده بود . به سبب راهگذر آب نخلستان ، كه مشترك بود ميانشان . رسول - عللم - زبير را - رضى اللّه عنه - گفت : اوّل ، نخلستان خود آب ده ، بعد از آن بگذار تا او نيز بوستان خود آب دهد ، آن شخص بدين حكومت راضى نشد و گفت : رسول - عليه السلام - ميل كرد . به سبب آنكه زبير ابن عمّه وى بود . خداى تعالى ، اين آيت فرستاد ، و ايشان را ادب كرد . و فرمود كه : به حقّ خداوندى و پروردگارى من بر تو كت برگزيده‌ام ، و به لبان احسانت پرورده‌ام ، كه ايمان حاضران و غايبان صحّت نيابد ، بلكه عقد ايمان اولينان و آخرينان منعقد نشود ، الّا به بيعت و محبّت تو ، و راضى و خشنود شدن به حكومت تو ، و تسليم شدن فرمانهاى تو . شيخ - رضى اللّه عنه - گفت : در اين آيت ، دو شرط تعبيه است : اوّل آنكه به ظاهر منقاد مىبايد بود امر رسول را - عللم - و شرط دوم آنكه از اندرون ، قصور و احتباس دور مىبايد كرد ، و چنان كه راى متين و عقل رزين اقتضا كند . در مصارف اعمال و تصاريف احوال ، به ظاهر و باطن تسليم حكومات رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - شدن ، و از مخالفت او احتراز كردن . و اين هر دو شرط ، بر مريد واجب است . كه در حفظ آن سعى نمايد و آن را نيك رعايت كند . تا قدم او بر جادهء ارادت تثبّت و تحرّز يابد . و بر موجب مصلحت شيخ ، و مقتضاى فرمودهء او برود . تا در صحبت شيخ ، فايده حاصل تواند كرد و از پوشيدن خرقه نفعى بيابد . مريد ، بايد كه از اعتراض كردن بر شيخ ، احتراز كند ، و اعتراض موسى بر خضر « * * » - عليهما السّلام - ياد مىآورد كه : در بدايت انكار مىكرد ، و آخر چون بديد ، همه صواب بود . و مريد بايد كه بداند كه هر تصرّف و حكم كه شيخ كند ، از حقيقتى خالى نبود ، و اگر حكمى بر او كند ، كه حقيقت آن بر وى پوشيده بود ، چنان اعتقاد كند كه آن حكم از سرّى خالى نيست ، و دست شيخ در خرقه ستدن نيابت دست رسول - عللم - داند . و در وقت خرقه دادن ، شيخ آنچه شرائط خرقه است ، مشافهه بگويد . تا مريد بدان قيام نمايد . و مريد بايد كه اعتقاد كند كه شيخ حاجب بارگاه حضرت عزّت است و به وسيلت اين حاجب ، در آن حضرت قربت تواند يافت . و همچنين اعتقاد كند كه چنان كه در كلّ امور ، رجوع او با شيخ است ، رجوع شيخ در كل قضايا ، با حضرت عزّت است . و راهش گشوده است بدان درگاه . و به مقام مكالمه و محادثه رسيده ، قال اللّه تعالى :

--> ( * ) نسا / 4 : 65 . ( * * ) اشاره به آيات : 60 ، 82 سورهء كهف و 261 سورهء بقره و 86 سورهء هود و 40 سورهء نمل .